میثم حقیقی- کارشناس مسائل بانکی: مفهوم ناترازی به معنای عدم تراز بودن و عدم هماهنگی بین دو طرف یک موضوع است. در نظام بانکی، ناترازی به دو شکل اصلی خود را نشان میدهد: ناترازی نقدینگی و ناترازی ترازنامه. این دو نوع ناترازی میتوانند به طور مستقیم بر عملکرد بانکها تأثیر بگذارند و به مشکلات جدی در سیستم مالی منجر شوند. ناترازی نقدینگی زمانی رخ میدهد که یک بانک نتواند به موقع به برداشتهای سپردهگذاران پاسخ دهد. به عنوان مثال، اگر بانکی وجوه نقد کافی برای پاسخگویی به درخواستهای برداشت سپردهها نداشته باشد، با مشکلات جدی مواجه خواهد شد. این ناترازی نه تنها بر جریان نقدی بانک تأثیر میگذارد، بلکه میتواند بر درآمد و هزینههای آن نیز تأثیرگذار باشد. در واقع، ناترازی نقدینگی میتواند به ناترازی در ترازنامه منجر شود، زیرا عدم توانایی در تأمین نقدینگی میتواند به مشکلات بزرگتری در زمینه داراییها و بدهیها منجر شود.
یکی از علل اصلی ناترازی نقدینگی در بانکها، ماهیت سپردههایی است که جذب میکنند. بیشتر سپردهها کوتاهمدت هستند، در حالی که تسهیلاتی که بانکها پرداخت میکنند، معمولاً بلندمدت است. بنابراین، بانکها باید بخشی از داراییهای خود را به گونهای نگهداری کنند که قابلیت نقدشوندگی بالایی داشته باشد تا بتوانند در مواقع ضروری به درخواستهای نقدینگی پاسخ دهند. علاوه بر این، ناترازی میتواند ناشی از مشکلات خود دولت و بنگاههای دولتی باشد. دولتها به دلیل کسری بودجه، به بانکها فشار میآورند تا تسهیلاتی را پرداخت کنند که معمولاً تحت عنوان تسهیلات تکلیفی شناخته میشوند. این تسهیلات به صورت قانونی به بانکها تحمیل میشود و در صورت عدم توانایی بانکها در تأمین منابع لازم برای این تسهیلات، ممکن است با جریمههای مالیاتی مواجه شوند.
رابطه بین بانکها و بانک مرکزی نیز یکی از عوامل مهم در ناترازی بانکی است. در بسیاری از کشورها، بانک مرکزی به عنوان آخرین وامدهنده عمل میکند و در مواقعی که بانکها با ناترازی مواجه میشوند، میتواند به آنها کمک کند. اما در ایران، تجربه نشان داده است که بانکها به جای حل مشکلات خود، به بانک مرکزی مراجعه میکنند و از اضافه برداشتها استفاده میکنند. این وضعیت میتواند به ناترازیهای بیشتر در سیستم بانکی منجر شود.
رفتار خود بانکها نیز در ایجاد ناترازی نقش دارد. برخی بانکها برای جذب سپردههای کوتاهمدت، نرخهای بالایی را ارائه میدهند و از محل آنها تسهیلات بلندمدت پرداخت میکنند. این روش در کوتاهمدت ممکن است موفق باشد، اما در بلندمدت میتواند به عدم توانایی در تأمین نقدینگی منجر شود، به خصوص زمانی که سررسید تسهیلات نزدیک میشود. سلطه مالی بر سیاستهای پولی نیز از دیگر عوامل ناترازی در نظام بانکی است. برای رسیدن به ثبات پولی، باید به ثبات مالی توجه کرد. تسهیلات تکلیفی که از سوی قانونگذار به بانکها تحمیل میشود، فشار بیشتری بر منابع بانکها وارد میکند و این موضوع میتواند به ناترازیهای بیشتر منجر شود.
بانک مرکزی باید اقدامات نظارتی مؤثری انجام دهد تا از بروز ناترازی در بانکها جلوگیری کند. این اقدامات شامل تنظیم استانداردهای نظارتی و کنترل رشد نقدینگی است. همچنین، بانک مرکزی باید به طور جدی به موضوع استقلال خود توجه کند و از فشارهای سیاسی بر بانکها جلوگیری کند. مفهوم "ورشکستگی ناشدنی" در بانکها نیز باید مورد توجه قرار گیرد. بسیاری از بانکها به دلیل حمایتهای بانک مرکزی، احساس میکنند که هرگز ورشکسته نخواهند شد. این نگرش میتواند خطرناک باشد، زیرا ادامه فعالیت یک بانک ورشکسته میتواند تبعات منفی بیشتری نسبت به انحلال بانک داشته باشد. بنابراین، بانک مرکزی باید بهجای حفظ بانکهای ورشکسته، بهدنبال حل مشکلات آنها باشد. در مجموع عملکرد نظارتی بانک مرکزی در دوره اخیر بهبود یافته و با توجه به تمدید ریاست کلی آقای فرزین امید است با ادامه این روند، مشکلات ناترازی در نظام بانکی کاهش یابد.
نظر شما