پروفسور "جوزف هسلاگ"، استاد دانشگاه میسوری آمریکا معتقد است که نوسانات نرخ ارز از زمان فروپاشی برتون وودز، عمدتاً از کاهش کنترل ارز خارجی ناشی میشود. به عبارت دیگر، وقتی مردم آزادند هر ارزی را که انتخاب میکنند نگه دارند، نرخ ارز در واقع نامشخص است. بنابراین این مشکلات هماهنگی است و نه مشکلات مربوط به انتظارات که باعث نوسانات نرخ ارز میشود.
هسلاگ صاحب کرسی "کنت لای" اقتصاد در دانشگاه میسوری آمریکا است. وی دکترای خود را در رشته اقتصاد از دانشگاه متدیست جنوبی تگزاس در سال ۱۹۸۷ دریافت کرد. پروفسور هسلاگ دوازده سال را در بخش تحقیقات بانک فدرال رزرو دالاس گذراند و دورههای کارشناسی ارشد و کارشناسی را در دانشگاه متودیست جنوبی تدریس کرد. او همچنین مدیر اجرایی مرکز تحقیقات تحلیل اقتصادی و سیاست در میسوری است که پیشبینیها و تحلیلهای مورد استفاده مجمع عمومی میسوری و واحدهای اداری دولت ایالتی را آماده میکند. او استاد گروه اقتصاد در دانشگاه ایالتی میشیگان و از گروه اقتصاد پولی در دانشگاه اراسموس روتردام بوده است. وی تحقیقات خود را در مجلات معتبر دانشگاهی مانند مجله اقتصاد پولی، مجله پول، اعتبار و بانکداری، بررسی اقتصاد و آمار، مرور اقتصادی بینالمللی و بررسی پویایی اقتصادی، منتشر کرده است.
کتاب "مدلسازی اقتصادهای پولی"، از جمله آثار "جوزف هسلاگ" به شمار میرود که توسط انتشارات دانشگاه کمبریج منتشر شده است. کتاب مبتنی بر یک مدل پولی ساده و واضح است و این چارچوب را به طور مداوم برای انواع سؤالات پولی اعمال میکند. این کتاب با شروع تجارت که برای دو طرف سودمند باشد، نشان میدهند که پول باعث میشود مردم وضعیت بهتری داشته باشند. همچنین پول دولت با سایر روشهای پرداخت، از جمله انواع دیگر پرداختهای دولتی رقابت میکند. پس از توسعه هر یک از این موضوعات، این کتاب به موضوع رقابت پول با دیگر فروشگاههای ارزش پرداخته و مسائل مرتبط با تجارت، امور مالی و بانکداری مدرن را بررسی میکند. از اقتصادهای ساده گرفته تا اقتصادهای مدرن، کتاب به نقش بانکها در ایجاد تجارت بیشتر میپردازد و با مشکلات اطلاعاتی که بانکداری مدرن را آزار میدهند، به پایان میرسد.
هسلاگ درباره این کتاب به هفتهنامه تازههای اقتصاد، گفت که تا آنجا که یک فرضیه اصلی وجود دارد، این کتاب به دنبال نشان دادن این است که مدلی از رفتار اقتصادی وجود دارد که میتواند به راحتی اصلاح شود تا طیف وسیعی از موضوعات جالب در اقتصاد پولی و بانکداری را پوشش دهد. این مدل، همپوشانی نسلهای اقتصاد است. بنابراین مهمترین ویژگی این است که مدل بر روی دو جبهه کلیدی ساخته شده است. اول، مردم به دنبال متعادل کردن مصرف در طول عمر خود هستند. دوم، توزیع نتیجه در حالت تعادل میتواند به راحتی توسط مردم قابل درک باشد.
در این کتاب به موضوع انتظارات پرداخته شده است و یک فصل به نوسانات نرخ ارز اختصاص دارد. انتظارات سرراست هستند و مردم آیندهنگری کاملی دارند. شاید خیلی جالب نباشد، اما این دیدگاه را ارائه میدهد که نوسانات نرخ ارز از زمان فروپاشی برتون وودز، عمدتاً از کاهش کنترل ارز خارجی ناشی میشود. به عبارت دیگر، وقتی مردم آزادند هر ارزی را که انتخاب میکنند نگه دارند، نرخ ارز در واقع نامشخص است. بنابراین این مشکلات به دلیل هماهنگی است و نه مشکلات انتظارات که باعث نوسانات نرخ ارز میشود.
اینکه چگونه سیاستهای پولی و مالی باید در مسیر کاهش نرخ تورم و افزایش قدرت خرید پول ملی قرار گیرند، باید گفت که تغییرات در قدرت خرید پول، به چگونگی تغییر تقاضا برای پول نسبت به نحوه تغییر عرضه پول بستگی دارد. اگر قدرت خرید پول رو به زوال است، واکنش کلاسیک به آن، کاهش نرخ رشد پول است. بخش اعظم نیمه دوم کتاب "مدلسازی اقتصادهای پولی"، به درک این موضوع اختصاص دارد که چرا پول در اقتصادهایی با داراییهایی که بازدهی بالاتری نسبت به پول دارند، ارزشگذاری میشود؟ در فصل پول با پشتوانه کامل، نشان داده شده که وقتی بانک مرکزی به ذخایر، سود پرداخت میکند و نرخ بهره برابر با بازده بدون ریسک است، عملیات بازار آزاد نمیتواند سطح قیمت را کاهش دهد. این نتیجه نامربوط میتواند برای کمک به درک تورم در اقتصادهایی که در آنها سود به ذخایر پرداخت میشود، واقعاً مهم باشد.
نظر شما